سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید

امتیاز وبلاگ ها تا این لحظه

رویای شبانه
رویای شبانه
قالب وبلاگ

آی انسان انسان
چه کسی میگوید
سایه ها تاریک است
روزها در گذر است
و میان من و مرگ جاده ای باریک است
او که اینجا باشد
سایه هایی روشن
و دلی میماند
که به آغوش خدا نزدیک
است...


آغوش خدا


[ پنج شنبه 4/12/90 ] [ 9:34 عصر ] [ ] [ نظر ]

6 چیز  را مشغله زندگیت کن.


1-گفتن"بسم الله الرحمن الرحیم"در آغاز هر کار.


2-گفتن"الحمدالله"در شکر هر نعمت.


3-گفتن"انشاءالله"برای انجام  دادن  کارها.


4-گفتن"استغفرالله"در هر معصیت.


5-گفتن"انالله وانا الیه راجعون"در آمدن هر مصیبت.


6-گفتن"لا اله الا الله"در همه وقت.


[ یکشنبه 30/11/90 ] [ 10:47 عصر ] [ ] [ نظر ]


به دنبال کسی باش که تو را به خاطر زیبایی های وجودت


زیبا خطاب کند نه به خاطر جذابیتهای ظاهریت


 کسی که دوباره با تو تماس بگیرد حتی


وقتی تلفنهایش را قطع می کنی


کسی که بیدار خواهد ماند تا سیمای


تو را در هنگام خواب نظاره کند


در انتظار کسی باش که مایل باشد


پیشانی تو را ببوسد[حمایتگر تو باشد]


کسی که مایل باشد حتی در زمانی که درساده ترین


لباس هستی تورا به دنیا نشان دهد


کسی که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگیرد


در انتظار کسی باش که بی وقفه به یاد توبیاورد


که تا چه اندازه برایش مهم هستی و نگران توست


و چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد


در انتظار کسی باش که زمانی که تو را می بیند


به دوستانش بگوید اون خودشه


[همان کسی که می خواستم]



[ یکشنبه 23/11/90 ] [ 10:24 عصر ] [ ] [ نظر ]


 1)کدام جزء از اجزاء قرآن مجید دارای کم ترین


تعداد لفظ جلاله است؟


2)کدام جزء از اجزاء قرآن مجید دارای


بیش ترین لفظ جلاله است؟


3)تعداد لفظ جلاله در سوره های مکی بیش تر است


یا در سوره های مدنی؟


4)چند آیه از قرآن کریم دارای لفظ جلاله است؟


5)چند آیه از قرآن مجید دارای لفظ جلاله است؟


6)کدام آیه دارای بیشترین تعداد لفظ جلاله است؟


7)تنها سوره ای که با لفظ جلاله پایان یافته است کدام است؟


8)تنها آیه ای که با لفظ جلاله پایان یافته است کدام است؟


9)لفظ جلاله چند بار در نهج البلاغه به کار رفته است؟


10)تنها سوره ای که تعداد لفظ جلاله در آن با تعداد اجزاء


سی گانه قرآن مجید برابر است ،کدام است؟  


لفظ جلاله:اصطلاحی است که مراد از آن،تنها کلمه مبارک«الله»-


جل جلاله-بوده و بر غیر ان،اطلاق نمی شود




1)جزء16(که 16لفظ جلاله دارد)


2)جزء5(173لفظ جلاله وبد نیس بدانید که جزء ده


با یک اختلاف یعنی 172لفظ جلاله )


3)سوره های مدنی(1784لفظ جلاله)


4)2389آیه


5)3847آیه


6)آیه 20سوره مبارکه مزمل


7)سوره مبارکه انفطار


8)آیه19(آخرین آیه)سوره مبارکه انفطار


9)1343بار


10)سوره مبارکه حشر



[ یکشنبه 23/11/90 ] [ 10:11 عصر ] [ ] [ نظر ]
سر جلسه امتحان تقلب اشتباه برسونین به دوستتون !
 

به بچه همسایه بگید اگه یه خودکار رو قورت بده ، بزرگ شه مهندس میشه !


 به دوست دکترتون بگین : مرض جدید چی داری ؟


 بارفیکس خونه ی دوستتون رو شل بکنین و ازش بخواین



هنر های ژیمیناستیکشو بهتون نشون بده !


 داخل سوراخ قفل در مغازه های محله تان میخ بکنید !


 هر روز که همسرتان را می بینید به او بگویید :


اِ … اِ … نسبت به دیروز چقدر پیرتر شدی !


 برای تولد دختر عمه تان یک دستگاه ریش تراش برقی به او هدیه بدهید !
 

روز دامادی دوستتان برایش دسته گل گلایل با روبان مشکی بفرستید !


 دو روز قبل از امتحان جزوه همکلاسیتان را بگیرید و


دو روز بعد از امتحان به او پس دهید !


 زنگ در خانه خودتان را بزنید و فرار کنید !
 

سوتی های خفن دوستاتون رو توی جمع تعریف کنین !


 برای روز اول دانشگاه مداد رنگی ، مداد تراش و … با کیف جومونگ بخرین !


 وقتی همه بچه ها دارن به ساعت نگاه میکنن و کتاباشون رو به هم میزنن


یه سوال دبش که جواب طولانی لازم داره از استاد بپرسین


و با لبخند به بقیه بچه ها نگاه کنین !


[ چهارشنبه 19/11/90 ] [ 10:19 عصر ] [ ] [ نظر ]

مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد        


هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد


برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز        


که سلیمان گل از باد هوا بازآمد


عارفی کو که کند فهم زبان سوسن       


  تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد


مردمی کرد و کرم لطف خداداد به من        


کان بت ماه رخ از راه وفا بازآمد


لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح    


  داغ دل بود به امید دوا بازآمد


چشم من در ره این قافله راه بماند        


تا به گوش دلم آواز درا بازآمد


گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست        


لطف او بین که به لطف از در ما بازآمد


                                    حافظ


[ چهارشنبه 19/11/90 ] [ 9:37 عصر ] [ ] [ نظر ]

حضرت امام موسی بن جعفر (ع) از پدران گرامی خویش (ع)


و آن ها از امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع) روایت کرده اند که:


یهودی ثروتمندی از پیامبر خدا (ص) چند دینار می خواست


و طلب داشت .او طلب خود را از آن حضرت خواست.


پیامبر خدا فرمودند(ص):«ای یهودی من اینک چیزی ندارم که به تو بدهم »


یهودی گفت: « ای محمد من از تو جدا نمی شوم تا آن که قرض مرا ادا کنی»


. پیامبر خدا(ص)فرمودند:«اگر این گونه است پس همراه من بنشین».


آن یهودی کنار ایشان نشست تا این که پیامبر خدا(ص) در همان


مکان نماز ظهر و عصر و مغرب و عشای و صبح خود را به جای آورد.


اصحاب و یاران پیامبر (ص)  آن مرد یهودی را تهدید کرده


و به او وعده می دادند. پیامبر خدا (ص) به آن ها نگریسته


و فرمودندشما با او چه می کنید؟» اصحاب و یارانشان عرض کردند:


«ای پیامبر خدا (ص) یهودی شما را محبوس کرده و نگاه داشته است


پیامبر (ص)  فرمودند پروردگار عزوجل مرا مبعوث نکرده است که


به کافری که با او عهد و پیمان بسته ام و یا به کسی دیگر ظلم و ستم نمایم».


پس آن گاه که روز بالا آمد یهودی گفت شهادت می دهم که خدایی


جز خدای یگانه نیست و شهادت می دهم به این که محمد بنده و


فرستاده ی خداوند است و نصف مال خود را در راه خداوند می دهم.


به خداوند سوگند که من این کارها را با تو انجام دادم به خاطر اینکه


وصف تو را در تورات خوانده بودم. پس همانا من در تورات این گونه خواندم که:  


«محمد پسر عبدالله می باشد مکان تولد او در سرزمین مکه است


و او به مدینه ی طیبه مهاجرت می کند.او بداخلاق و سخت گیر و


بدگو و فحاش نمی باشد .»و من شهادت می دهم که خدایی جز


خدای یگانه نیست و شهادت می دهم به این که تو پیامبر خدا هستی


و این مال است هرگونه که خداوند نازل فرموده درباره ی آن حکم فرما.»


 


[ یکشنبه 16/11/90 ] [ 10:58 عصر ] [ ] [ نظر ]

کمی تا قسمتی ابریست چشمان تو انگاری


سوارانی که در راهند میگویند می باری


تو را چون لحظه های آفتابی دوستت می دارم


مبادا شعله هایم را به دست باد بسپاری


مبادا بعد از آن دیدارهای خیس و رویایی


مرا در حسرت چشمان ناز خویش بگذاری


زمستان بود و سرمایی تنم را سخت می لرزاند


و من در خواب دیدم در دلم خورشید می کاری


هوا سرد است و نعش صبح روی جاده می رقصد


عطش دارم بگو:


کی بر دلم یک ریز می باری....


[ جمعه 14/11/90 ] [ 10:41 عصر ] [ ] [ نظر ]

دلم گرفته همچو آسمانی که ابرها آن را پوشانده اند


ولی خیال باریدن ندارد.دلم گریه می خواهد آنقدر


که های هایش گوش فلک را کر کند.


دلم آغوشی می خواهد که مرا به گرمی فرا خواند و دست


نوازشگرش آرامش را به دلم باز گرداند.


دلم می خواهد زار زار گریه کنم بسان کودکی


که بهانه آغوش مادرش را دارد.


دلم می خواهد.......نه دلم هیچ نمی خواهد.


دیگر دلی نمانده که چیزی بخواهد.دیگر


در سینه ام جای دل هیچ است.


من شکستن و نابودی دلم را با تمام وجود حس کردم.


در سینه من هیچ است هیچ....از هیچ هیچ مخواهید


[ جمعه 14/11/90 ] [ 9:29 عصر ] [ ] [ نظر ]

ای نفس  خرم باد صبا


از بر یار آمده ای مرحبا


قافله شب چه شنیدی ز صبح


مرغ سلیمان چه خبر از سبا


بر سر خشمست هنوز آن حریف


یا سخنی می رود اندر رضا


از در صلح آمده ای یا خلاف


با قدم خوف روم یا رجا


بار دگر گر به سر کوی دوست


بگذری ای پیک نسیم صبا


گو رمقی بیش نماند از ضعیف


چند کند صورت بی جان بقا


آن همه دلداری و پیمان و عهد


نیک نکردی که نکردی وفا


لیک اگر دور وصالی بود


صلح فراموش کند ماجرا


تا به گریبان نرسد دست مرگ


دست ز دامن نکنیمت رها


د.ست نباشد به حقیقت که او


دوست فراموش کند در بلا


خستگی اندر طلب راحت ست


درد کشیدن به امید دوا


سر نتوانم که بر آرم چو چنگ


ور چو دفم پوست بدرد قفا


هر سحر از عشق دمی میزنم


روز دگر می شنوم بر ملا


قصه دردم همه عالم گرفت


در که نگیرد نفس آشنا


گر برسد ناله سعدی به کوه


کوه بنالد به زبان صدا


              سعدی     


[ جمعه 14/11/90 ] [ 9:17 عصر ] [ ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.



درباره وبلاگ

.

کد تصویر تصادفی

لینک دوستان
امکانات وب
فروش بک لینک

فال حافظ